بررسی زیبایی شناسی

شهاب الدین ارفعی: در این مبحث سعی خواهم کرد فارغ از پیشینه تاریخی، عمارت ظهیرالاسلام را به عنوان یک عمارت کوشک مانند قجری توضیح دهم. شیوه کوشک سازی قبل از قاجار هم قابل تامل است ولی در دوران قاجار به دلیل رفت و آمد به اروپا و الگوگیری از معماری اروپایی، به قوام متفاوتی رسید.(مهندسان مشاور ارگ بم کرمان)

معماران این دوره به روایتی از طریق کارت پستال های چاپ شده در اروپا، به الگوی جدیدی رسیدند که البته سهم معماری و تکنولوژی ساخت ایرانی هم در آن تاثیر قابل ملاحظه ای داشت. تزئینات معماری هم عمدتا از سلیقه معمار ناشی می شد و مسلما ریشه در پیشینه همین منطقه داشت، با اینکه سلیقه خاص سفارش دهنده (کارفرما) و پیشینیه طبقاتی هم اثرگذار بود. در پاره ای موارد که در این حوزه اغراق شده، شیوه معماری به الگوهای باروک اروپایی بی شباهت نیست.(مهندسان مشاور ارگ بم کرمان)

روابط بنا با محیط

شهاب الدین ارفعی: عمارت در محدوده زمین به نحوی استقرار یافته که از چهارسو دارای نمای قابل رویت است. محوطه باز ناظر به ورودی اصلی، سهم بزرگتری را گرفته و فضای باز آن، دارای محوطه سازی و باغچه بندی هندسی است.

مسلما برای دریافت الگوی نهایی باغچه بندی، نیاز به پیگردی در محوطه است. با نظر اجمالی بر آنچه باقی است، می توان تطابق محورهای هندسی محوطه با عمارت اصلی را دریافت کرد. مجموعه در ساخت های باقیمانده هم نشان از رعایت همین الگوی هندسی را دارد.

عمارت از سه سو با معبر عمومی مجاور است و از یکسو (ضلع شرقی) به پلاکهای مجاور می رسد. در زمان احداث بنا، دیوار آجری محدوده زمین را از پیرامون خود جدا می کرد و من، شخصا این دیوار را به یاد دارم که از جنس آجر اصلی ساختمان و سردر اصلی که نمونه های مشابه آن کمابیش در منطقه قابل رویت است، بود. نمونه های مشابه را در خیابان شهید قائدی (ضلع جنوبی عمارت) و همچنین در کوچه نفیسی می توان دید. برای دسترسی دقیق تر به این الگو میتوان به کمک پژوهش ریخت شناسی از تصاویر به جامانده نیز به الگوی اصلی نزدیک شد.(مهندسان مشاور ارگ بم کرمان)

– بخش های متشکله

شهاب الدین ارفعی: عمارت اصلی (کوشک) حدود نیم طبقه از سطح محوطه بالاتر است. این الگو در معماری دوران ساخت، الگوی شناخته شده ای بود. معمولا فضاهای خدماتی، انبار، آب انبار و حتی سرویس های بهداشتی و حمام در مواردی که در گوشه حیاط نبودند، در طبقه یا نیم طبقه زیرین استقرار می یافتند. در مواردی که خاک حاصل از این گودبرداری نیز مناسب بوده، برای ساخت خشت و ملات استفاده می شده و به هر صورت، با ساخت این نیم طبقه، مجموعه ای از خاک نباتی و نامناسب ساخت و ساز هم برداشته شده و به بخش فضاهای سبز (باغچه ها) منتقل میشده است.

با توجه به غیر اصلی بودن نیم طبقه زیرزمین در کوشک موردنظر، ارتفاع کمی برای آن پیش بینی شده است. در الگوهایی که زیرزمین به عنوان فضای سکونتی بخصوص در تابستانها بهره برداری می شده، ارتفاع معادل ساختمان اصلی بوده است. ورودی زیرزمین از ضلع شرقی و حوزهای از محوطه ساختمان است که بصورت عالی قابل رویت نیست و هیچگونه نشان خاصی هم برای معرفی آن پیش بینی نشده است. الگوی ساخت یاد شده (پیش بینی عمارتاصلی بالاتر از سطح محوطه ساختمان) امکان دستیابی به مشخصه هایی را فراهم می آورده که هم از نظر عملکردی و هم از نظر هویتی برای بهره برداران قابل ملاحظه بوده است: اول اینکه عمارت را از ورود سیلاب یکباره محفوظ می داشته و دیگر، امکان تهویه طبیعی را فراهم می کرده است (با توجه به اینکه جداره پیرامون محوطه باز، مانعی در برابر جریان هوا بوده، محسوب می شده است). شاید دلیل دیگر، تامین ارتفاع بیشتر برای ساختمان بوده که معمولا هنرنمایی معمار در نماها و بخصوص اجرای پله های ورودی ساختمان به اوج می رسیده است. مجموعه پله پیش بینی شده در محور اصلی ساختمان بعلاوه سیمای ورودی منتهی به آن، پرکارترین بخش را در سیمای ساختمان را اشغال می نموده است. ساختمان اصلی دارای محورهای تقارن در راستای شمالی- جنوبی و شرقی و غربی است. به عبارت دیگر می توان ادعا نمود که محوربندی هندسی تا اندازه ای در شکل گیری مجموعه موثر است که دستیابی به کاربردهای مختلف بهره گیری از فضا اهمیت چندانی نداشته است.(مهندسان مشاور ارگ بم کرمان)

هریک از مجموعه فضاهای داخلی اعم از فضای میانی و یا اتاقهای پیرامون آن که هر کدام، در یک جا دو جبهه نمای ساختمان، قابل رویتند، دارای تعریف معمارانه بوده و تعارف عملکردی مانند غذاخوری، خواب، نشیمن، پذیرایی و غیر آن را نمی پذیرند.

با نگاهی به الگوی زیستی دوران نیز اینگونه برخورد منطقی به نظر می رسد، چه بسا در اتاقی که در طول روز محل نشیمن خانواده بوده، با گستردن سفره ای، صبحانه و نهار صرف می شده و با گسترش سامان خواب، تبدیل به اتاق خواب می شده است. بدیهی است که سلیقه و عادت خانواده نیز در بهره گیری از اتاق ها (به مفهوم معماران آن) | موثر بوده است. به عبارت دیگر می توان تصور نمود در این الگو، معمار، ظرف جریان زندگی را می ساخته و با ارائه امکانات به اعضا خانواده (بهره برداران از عمارت) اجازه جاری شده در این ظرف را می داده است. چه بسا بهره گیری از اجزاء مختلف با تغییر فصول و همچنین گذشت سال و ماه و تغییر ساختار خانواده نیز تغییر می یافته است.

وجود نور و تهویه در هر یک از فضاهایی که نام برده شد، حائز اهمیت بوده است. تمامی فضاها دارای پنجره قابل باز شدن به فضای باز پیرامونی است و بخش میانی نیز به کمک دو نورگیر سقفی (کلاه فرنگی) با این موضوع روبرو می شود.(مهندسان مشاور ارگ بم کرمان)

بهره گیری از فضاهای مختلف درون عمارت دارای زمان بندی های متفاوت است. به نظر می رسد در فصل تابستان از بام برای استراحت و خواب شبانه استفاده می شده (البته در فصل گرما) و چه بسا با نظافت طبقه زیرزمین و برداشت آوار ساختمانی ناشی از ریزش طبقه اصلی، به فضای سکونتی و بام ظهر تابستان هم برسیم. معمولا سکونت اصلی و استقرار در اتاق ها در فصل زمستان در بخش جنوبی عمارت بوده که از تابش خورشید بهره مناسبی داشته و این بهره گیری در فصل تابستان به اتاق های شمالی منتقل می شده که از نور مستقیم خورشید بهره کمتری می گرفته اند و به اتاق های تابستان نشین معروف بوده اند.

عمارت در کل فاقد بالکن یا تراس و فضاهای اینچنین است و طبیعتا باید جایگزین عملکردی آنرا در فضاهای اصلی و طبقه زیرزمین و همچنین محوطه بیرونی توقع داشته باشیم و از این نظر، نمونه کمیابی است. اگرچه در همان دوران، نمونه های دیگری هم مشاهده می شود و این الگوی ساخت کوشک در برابر الگوهای دیگر ساخت است که رواق و ایران در چهارسوی عمارت جریان داشته و به فضای غلام گردشی معروف بوده و البته الگوی اخیر را بیشتر در بافت حاشیه شهری و یا در باغات بزرگ می توان ملاحظه نمود. در این الگو بخش عمده ای از دسترسی به فضاهای مختلف نیز از طریق همین رواق تامین می شود، در حالیکه نظام دسترسی به فضاهای مختلف منطبق بر محور شمالی- جنوبی بوده و در میانه عمارت و رسیدن به گشودگی میانی به سایر فضاها می رسد. پیش بینی ورودی های فرعی در دو سوی محور اصلی در ضلع جنوبی، این دسترسی را تسهیل نموده و اجازه انتخاب و تنوع بهره برداری فراهم آورده است. یادآوری این نکته هم ضروری است که با حذف این دو ورودی فرعی، خللی در بهره برداری از ساختمان وارد نمی شد و شاید تاکید بر ایجاد آن، تاکید بر نماسازی و غنی سازی تقارن موجود باشد.

مصالح استفاده شده در نما که در طرح مرمت بصورت کامل تری مطرح خواهد گردید، از چوب، آجر و انواع ملات خارج نیست که با دقت خاص و بهره گیری از انضباط معماری در کنار هم قرار گرفته و در پاره ای موارد، اثر را به معماری اروپایی نزدیک نموده است. وجود فرمهای سنتوری Pediment در قسمت بالای گشودگیها از نشانه های شاخص نگرش معمار است.(مهندسان مشاور ارگ بم کرمان)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *