مالکین بنا

بطور کلی از مالکین دقیق بنا اطلاعات زیادی در دست نیست اما روایت ها و نشانه های متعددی وجود دارد که مالکین بنا را می توان تا حدودی شناخت. مهمترین مالکی که به روایت های متعدد شانخته می شود، سید زین العابدین ظهیرالاسلام، اما جمعه تهران و داماد ناصر الدین شاه است.به همین دلیل است که این خانه با این اسم شناخته می شود.

ظهیر الاسلام، امام جمعه تهران:

امام جمعه تهران در عصر ناصرالدین شاه قاجار و مظفرالدین شاه قاجار فرزند میرزا ابوالقاسم تهرانی و از خاندان ائمه جماعت تهران بود. پدرش که از سادات خاتون آبادی بود در ۱۲۷۲ هجری قمری درگذشت. بدلیل خردسالی میرزا زین العابدین در آن هنگام، سید مرتضی تهرانی ملقب به صدر العلماء، عموی میرزا زین العابدین، کفالت امور امام جمعه را برعهده گرفت. زمانی که زین العابدین به ۱۸ سالگی رسید، به فرمان ناصرالدین شاه، امام جمعه تهران و ملقب به ظهیرالاسلام شد.

میرزا زین العابدین ابتدا با دختر نظام الدوله بنام شکوه الدوله و خواهر بزرگ فخرالدوله (مادر دکتر امینی) ازدواج کرد، اما بعد از مدتی همسرش مرحوم گشت و میرزا حسین خان سپهسالار که از معتمدین امام جمعه بود از ناصرالدین شاه درخواست کرد دختر بزرگش ((ضیاءالسلطنه)) را به همسری میرزا سید زین العابدین در آورد، ناصرالدین شاه نیز با این پیشنهاد سپهسالار موافقت نمود و دختر خود را به همسری امام جمعه تهران در آورد. ایشان در سال ۱۳۲۰ از طریق اروپا به مکه رفت و در هنگام ورود به مکه، والی شهر تا یک فرسخی از او استقبال نمود، این سفر یک سال و نیم طول کشید که وی در مراجعت از مکه و در سن ۶۴ سالگی وفات نمود.

معیری می نویسد در سال ۱۲۸۸ ه ق که ناصرالدین شاه قصد زیارت امام رضا (ع) کرد، دوستعلی خان نظام الدوله معیرالممالک که همراه شاه بود، بین راه به وبا مبتلا شد. معیرالممالک نذر کرد چنانچه از این مرض جان سالم بدر برد، دختر خود – زهرا سلطان را به همسری یکی از سادات در آورد. پس از اینکه وی به سلامت به تهران بازگشت و خبر نذر او در میان مردم پیچید، تنی چند از سادات برای خواستگاری دخترش به وی مراجعه کردند اما از این میان زهرا سلطان خانم نصیب سید میرزا زین العابدین امام جمعه شد. وی از زهرا سلطان خانم صاحب سه پسر و دو دختر شد. زهرا سلطان خانم پس از چندی از دنیا رفت. سید زین العابدین، ضیاء السلطنه – دختر ناصرالدین شاه – را به همسری درخواست کرد. امام جمعه از ضیاء السلطنه صاحب ۲ پسر و ۲ دختر شد. یکی از این دختران به نام شمس السلطنه به همسری دکتر محمد مصدق در آمد.

از زندگی سید زین العابدین اخبار زیادی در دست نیست. جستارهای کوتاهی از کتبی مختلفی یافت شد که دقت در آنها برای شناخت این آخوند درباری کافی است.( منبع: طرح تهیه شده توسط آقای کلایه)

تصویر ظهیرالاسلام، امام جمعه تهران در دوره ناصری عکس سمت راست و تصویر محمد ولی تنکابنی عکس تصویر سمت چپ

محمدولی تنکابنی:

از سویی دیگر بسیاری این خانه را منسوب به محمدولی تنکابنی از سرداران مشروطه و ملاکان بزرگ دوره قاجار می دانند.محمدولی خان خلعتبری معروف به سپه دار تنکابنی در حدود سال ۱۲۲۵ ش ) ۱۳۶۴ ق( در یکی از روستاهای اطراف تنکابن به دنیا آمد و پس از فراگیری دروس ابتدایی، وارد کارهای نظامی گردید. وی مراحل ترقی را ب هسرعت پیمود و در زمان مظفرالدین شاه، با تقدیم پیشکشی قابل ملاحظ های، وزیر گمرک شد. محمدولی خان در طی سالیان متمادی پس تهای متعددی از قبیل حکمرانی گیلان، اردبیل و مشکین شهر را به عهده گرفت و از طرف مظفرالدین شاه، لقب سپه دار اعظم را دریافت کرد. وی همچنین مدتی حاکم تهران بود و بر آزاد یخواهان خشونت زیادی روا داشت. سپه دار هنگام مشروطه از رجال مستبد و خودکامه به شمارمی رفت و با آزادی و مشروطیت دشمنی داشت به طور ی که با شنیدن نام مشروطه، حالش دگرگون می شد.

وی که برای سرکوبی شورش آذربایجان راهی این خطه شده بود، وقتی که نتوانست کاری از پیش ببرد، راهی گیلان گردید و انجمن عدالت را تشکیل داد. سپه دار درحالی که در ابتدا از طرفداران محمدعلی شاه بود، پس از چندی قصد فتح تهران نمود و پس از فتح پایتخت و خلع پادشاه، شخص اول ایران شد. وی پس از مدتی صدراعظم احمدشاه گردید و همزمان وزارت جنگ و داخله را بر عهده داشت. سپه دار پس از سه بار نخست وزیری و درحالی که لقب سپ هسالار اعظم را هم یدک میک‏شید، مدتی والی آذربایجان بود تا اینکه در کودتای اسفند ۱۲۹۹ ش در زمره توقی فشدگان قرار گرفت و مدتی را در زندان گذراند. وی در سال های آخر عمر ب هعنوان یک رَجُل برجسته در مراس مها حضور می یافت تا اینکه بابت مالیات املاک وسیع خود، مبالغ هنگفتی بدهکار شد. سپه دار که هرگز سختی ندیده و عمری زیر بار این حرف ها نرفته و کسی از او مطالبه مالیات نکرده بود، چون عرصه را بر خود تنگ دید در ۲۷ تیر ۱۳۰۵ ش در هشتادسالگی با اسلحه کمری اش خودکشی کرد و در امامزاده صالح تجریش به خاک سپرده شد.( منبع : طرح تهیه شده توسط آقای کلایه)

در کل بر اساس آنچه که از روایات و مصاحبه با شاهدان و همسایه های خانه بدست آمده، احتمالا مالک اصلی این خانه محمدولی تنکابنی بوده است که در دوره رضا خان از محمد ولی تنکابنی گرفته شد. آنچه که بر اساس روایات مشخص است، گفته می شود که محمد ولی تنکابنی در این محله هشت خانه شبیه به هم ساخته بوده است که همه در کنار هم قرار داشتند. شاهد این مدعا که همچنان باقی است، خانه متعلق به اتحادیه شیشه تهران است که با خانه ظهیر الاسلام سه پلاک فاصله دارد. این خانه کاملا شبیه خانه ظهیر الاسلام است و پلان و تمامی جزییات و حتی زمان ساخت آن نیز عینا مشابه خانه ظهیرالاسلام می باشد. البته این خانه در طول دوره حیات خود دستخوش تغییراتی شده است ولی همچنان می توان شباهت های فراوان آن را با خانه ظهیر الاسلام مشاهده نمود.

اما مالکین ثبت شده بنا:

بر اساس سند موجود از خانه، سند مذکور در ۱۳۱۵/۵/۱۸ به نام سید  مصطفی کاظمی وارث سید احمد صماور به ثبت رسیده است. از این تاریخ به بعد این خانه به اجاره  حداقل چهار نفر آمده است. این خانه در سال هال ۱۳۱۵ تا ۱۳۱۶ در اجاره خانمی به نام  آشتیانی به مبلغ ۱۰۰ تومان بوده است. این اجاره دادن ها تا سال ۱۳۲۵ ادامه داشته است.( منبع: سند ملکی بنا)

در سال ۱۳۲۶ این خانه به آقایی به نام عبدالحسین آزاد یزدی به شماره سند ۳۱۸۵۶ مورخه ۱۳۲۶/۲/۳ واگذار و ازین تاریخ به تملک ایشان در می آید.

آقای عبدالحسین آزاد در سال ۱۳۶۲ فوت و خانه مذکور به تملک ورثه ایشان، احمد،اکبر،مهین و گیتی آزاد ، فرزندانشان واگذار می شود. این خانه تا سال ۱۳۸۰ در تملک ورثه باقی می ماند تا اینکه در سال ۱۳۸۰ سازمان تامین اجتماعی این خانه را به مبلغ ۲۶ میلینون ۷۰۰ هزار تومان از این ورثه خریداری می کند. ( منبع: سند ملکی بنا)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *